فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

معلول

تأییدنشده

ma'lul[mæʔ.luːl̥]

behindert صفت

صفت

  • معلولma'lulمَعلول[mæʔ.luːl̥](having a disability)تأییدنشده

دستور زبانِ behindert

صفت

تلفظ
[bəˈhɪndɐt]
همهٔ صورت‌ها
  • behinderterصفت تفضیلی
  • am behindertstenصفت عالی
  • behinderterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behinderteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behindertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behinderteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • behindertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behinderterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behindertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behinderterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • behindertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behinderterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behindertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behindertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • behindertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behinderteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behindertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behinderteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • behinderteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • behindertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • behindertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • behindertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • behinderterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • behinderteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • behindertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • behindertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • behindertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behindertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behindertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • behindertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • behindertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behindertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behindertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • behindertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • behindertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behinderteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behindertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • behindertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • behindertererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • behindertereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • behinderteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • behindertereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • behindertererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • behindertererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • behinderteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • behindertererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • behinderteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • behinderterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • behindertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • behinderteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • behindertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • behindertereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • behinderterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • behindertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • behinderterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • behindertererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • behindertereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • behinderteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • behinderterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • behinderterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • behinderterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • behinderterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • behindertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • behinderteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • behinderterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • behindertsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • behindertsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • behindertsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • behindertsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • behindertstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • behindertstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • behindertstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • behindertstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • behindertstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • behindertstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • behindertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • behindertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • behindertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • behindertstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • behindertstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • behindertsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • behindertstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • behindertstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Tom arbeitet mit geistig behinderten Erwachsenen.

تام با بزرگسالان عقب ماندهٔ ذهنی کار می‌کند.

Er ist geistig behindert.

او عقب ماندهٔ ذهنی است.

Vulkanasche hat den Flugverkehr behindert.

خاکستر آتشفشانی سفر هوایی را مختل کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #5476220), cojiluc (fa #7729484), tatoeba.org
  2. ۲: xtofu80 (de #371956), cojiluc (fa #7729486), tatoeba.org
  3. ۳: Yorwba (de #10230253), cojiluc (fa #11924407), tatoeba.org
منابع و مجوزها