فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

افسون کردن

تأییدنشده

behexen فعل

فعل

  • افسون کردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سحر کردنتأییدنشده

دستور زبانِ behexen

فعل

تلفظ
[bəˈhɛksn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • behextparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • behexenمعلوم، مصدر، حال
  • behexendمعلوم، participle، حال
  • behextparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • behexمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behexeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behextمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behexetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behexeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • behexeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behextمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behexestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behextمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • behexetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • behexeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • behexenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • behexenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • behextمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behexetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behexetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • behexenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • behexenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • behexteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • behexteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • behextestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • behextestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • behexteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • behexteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • behextenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • behextenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • behextetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • behextetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • behextenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • behextenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها