فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مزاحم کسی شدن

تأییدنشده

behelligen فعل

فعل

  • مزاحم کسی شدنمُزاحِمِ کِسی شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ behelligen

فعل

تلفظ
[bəˈhɛlɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • behelligtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • behelligendمعلوم، participle، حال
  • behelligtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • behelligمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behelligeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behelligtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behelligeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • behelligeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behelligstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behelligestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behelligtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • behelligeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • behelligtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behelligetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • behelligteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • behelligteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • behelligtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • behelligtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • behelligteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • behelligteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • behelligtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • behelligtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • behelligtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • behelligtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • behelligtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • behelligtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها