فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رفتار کردن

raftâr kardan[ɹæf.t̪ʰɒ́ːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]

behandeln فعل

فعل

  • رفتار کردنraftâr kardanرَفتار کَردَن[ɹæf.t̪ʰɒ́ːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • برخورد کردنبَرخورد کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ behandeln

فعل

تلفظ
[bəˈhandl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • behandeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • behandelndمعلوم، participle، حال
  • behandeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • behandleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behandelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behandeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behandeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behandleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • behandelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • behandeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • behandeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behandleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behandelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behandelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behandlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behandeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • behandeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • behandleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • behandeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behandeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • behandletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • behandelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • behandelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • behandeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • behandeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • behandelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • behandelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • behandeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • behandeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • behandeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • behandeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • behandeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • behandeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • behandelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • behandeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Man hat ihn behandelt als hätte er Lepra.

با او چنان رفتار می‌شد انگار جذام داشت.

Ein guter Lehrer sollte seine Schüler mit Geduld behandeln.

یک معلم خوب باید با دانش‌آموزانش با صبر رفتار کند.

Der Arzt behandelt, die Natur heilt.

پزشک عمل می‌کند، طبیعت شفا می‌بخشد.

Du kannst mich nicht dauernd wie ein Kind behandeln.

تو نمی‌توانی با من دائما مانند یک بچه رفتار کنی.

Anstatt deine Feinde zu lieben, behandle deine Freunde etwas besser.

بجای دوست داشتن دشمنانت با دوستانت بهتر رفتار کن.

Behandle andere so, wie du von ihnen behandelt werden willst.

با دیگران چنان رفتار کن که می‌خواهی با تو رفتار شود.

er behandelt mich wie seinesgleichen

با من چون فردی برابر با خود رفتار می کند

Die Polizei behandelte Tom, als wäre er ein gewöhnlicher Krimineller.

پلیس با تام مانند یک مجرم معمولی رفتار می کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich mag es nicht, so behandelt zu werden.

دوست ندارم که با من اینطوری رفتار شود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Wir wollen versuchen, einander respektvoll zu behandeln.

بگذارید تلاش کنیم با یکدیگر با احترام برخورد کنیم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1236216), cojiluc (fa #13487528), tatoeba.org
  2. ۲: Vortarulo (de #1187413), cojiluc (fa #7562818), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5275300), cojiluc (fa #8140318), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1952199), cojiluc (fa #7100830), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2489211), cojiluc (fa #7241254), tatoeba.org
  6. ۶: Sudajaengi (de #5290299), cojiluc (fa #7554468), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #8137670), armandaneshjoo (fa #1041208), tatoeba.org
  9. ۹: Espi (de #978405), sinakd (fa #9862613), tatoeba.org
  10. ۱۰: raggione (de #5671948), cojiluc (fa #10843182), tatoeba.org
منابع و مجوزها