فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

راست کردم

تأییدنشده

begradigen فعل

فعل

  • راست کردمتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • راست کردنrâst kardanتأییدنشده
  • صاف کردمتأییدنشده
  • صاف کردنصاف کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ begradigen

فعل

تلفظ
[bəˈɡʁaːdɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • begradigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • begradigendمعلوم، participle، حال
  • begradigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • begradigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • begradigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • begradigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • begradigetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • begradigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • begradigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • begradigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • begradigestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • begradigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • begradigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • begradigetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • begradigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • begradigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • begradigetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • begradigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • begradigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • begradigeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • begradigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • begradigeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • begradigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • begradigetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • begradigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • begradigetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • begradigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • begradigeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • begradigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • begradigeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • begradigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • begradigetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • begradigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • begradigetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • begradigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • begradigetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • begradigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • begradigetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • begradigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • begradigetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • begradigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • begradigetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها