فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تائید کردن

تأییدنشده

beglaubigen فعل

فعل

  • تائید کردن(law: to affirm something formally, under oath)تأییدنشده

دستور زبانِ beglaubigen

فعل

تلفظ
[bəˈɡlaʊ̯bɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beglaubigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beglaubigenمعلوم، مصدر، حال
  • beglaubigendمعلوم، participle، حال
  • beglaubigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beglaubigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beglaubigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beglaubigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beglaubigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beglaubigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beglaubigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beglaubigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beglaubigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beglaubigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beglaubigenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • beglaubigenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beglaubigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beglaubigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beglaubigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beglaubigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beglaubigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beglaubigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beglaubigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beglaubigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beglaubigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beglaubigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beglaubigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beglaubigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beglaubigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beglaubigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beglaubigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beglaubigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها