فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گشن گیری کردن

تأییدنشده

befruchten فعل

فعل

  • گشن گیری کردنگُشن گیری کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بارور کردنباروَر کَردَنتأییدنشده
  • گشنیدنgošnidan[ɡ̥oʃ.niː.d̪ǽn](to cause to become pregnant)تأییدنشده

دستور زبانِ befruchten

فعل

تلفظ
[bəˈfʁʊxtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • befruchtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • befruchtendمعلوم، participle، حال
  • befruchtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • befruchteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befruchtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befruchtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • befruchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • befruchteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • befruchtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befruchtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • befruchtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • befruchteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • befruchtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • befruchtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • befruchteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • befruchteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • befruchtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • befruchtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • befruchteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • befruchteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • befruchtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • befruchtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • befruchtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • befruchtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • befruchtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • befruchtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها