فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خواباندن

تأییدنشده

befrieden فعل

فعل

  • خواباندنخواباندَن(bring peace, ending fighting)غیررسمیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرونشاندن(bring peace, ending fighting)رسمیتأییدنشده

دستور زبانِ befrieden

فعل

تلفظ
[bəˈfʁiːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • befriedetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • befriedendمعلوم، participle، حال
  • befriedetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • befriedeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befriedمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befriedetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • befriedeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • befriedeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • befriedestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befriedestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • befriedetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • befriedeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • befriedetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • befriedetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • befriedeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • befriedeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • befriedetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • befriedetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • befriedeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • befriedeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • befriedetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • befriedetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • befriedetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • befriedetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • befriedetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • befriedetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها