فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لکه کردن

تأییدنشده

beflecken فعل

فعل

  • لکه کردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لکهدار کردنتأییدنشده

دستور زبانِ beflecken

فعل

تلفظ
[bəˈflɛkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beflecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • befleckendمعلوم، participle، حال
  • beflecktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • befleckمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befleckeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beflecktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • befleckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • befleckeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • befleckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befleckestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beflecktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • befleckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beflecktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beflecketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • befleckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • befleckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beflecktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beflecktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • befleckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • befleckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beflecktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beflecktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beflecktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beflecktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beflecktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beflecktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها