فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حمله ور شدن

تأییدنشده

befallen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • حمله ور شدنحَمله وَر شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مبتلا شدنمُبتلا شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ befallen

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

er ist von einer Krankheit befallen

او به یک بیماری مبتلا است

von etwas befallen werden

چیزی به کسی در میرسد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها