فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انجام شدن

تأییدنشده

beendet werden
عبارت

عبارت

  • انجام شدناَنجام شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به انجام رسیدنبه اَنجام رِسیدَنتأییدنشده
  • ختم شدنخَتم شُدَنتأییدنشده
  • پایان یافتنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها