فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

معنی کردن

تأییدنشده

bedeuten فعل

فعل

  • معنی کردن(to convey, indicate)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • معنی داشتنمَعنی داشتَنتأییدنشده
  • به طور ضمنی اشاره کردن(to express suggestively rather than as a direct statement)تأییدنشده

دستور زبانِ bedeuten

فعل

تلفظ
[bəˈdɔɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • bedeutetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bedeutendمعلوم، participle، حال
  • bedeutetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bedeuteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bedeutمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bedeutetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bedeuteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bedeuteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bedeutestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bedeutestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bedeutetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bedeuteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bedeutetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bedeutetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bedeuteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bedeuteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bedeutetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bedeutetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bedeuteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bedeuteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bedeutetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bedeutetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bedeutetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bedeutetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bedeutetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bedeutetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Was bedeuten diese Markierungen?

این نشانه‌گذاری‌ها چه معنایی می‌دهند؟

"Lüge nicht" bedeutet nicht unbedingt "sage die Wahrheit".

«دروغ نگفتن» الزاما به معنی «راست گفتن» نیست.

Was ein Wort bedeutet, kann ein Satz nicht sagen.

آنچه یک کلمه معنا می‌دهد، هیچ جمله‌ای قادر به بیان نیست.

Viel Wissen bedeutet noch nicht Verstand.

دانستن زیاد هنوز به معنای فهم نیست.

Was ein Wort bedeutet, kann ein Satz nicht sagen.

آنچه یک کلمه معنا می‌دهد، یک جمله نمی‌تواند بیان کند.

Während des Unterrichts still zu sein, bedeutet, den Schlaf der anderen zu respektieren.

ساکت بودن هنگام درس، به معنای احترام به خواب دیگران است.

Die gleiche Sprache zu haben, bedeutet nicht, dieselbe Meinung zu haben.

زبان یکسان داشتن به معنای هم عقیده بودن نیست.

Eine feuchte Hand bedeutet Liebe.

دست نمناک یعنی عشق.

Das bedeutet die Quadratur des Kreises.

این به معنی تربیع دایره است.

Freiheit bedeutet Verantwortlichkeit; das ist der Grund, warum die meisten Menschen sich vor ihr fürchten.

آزادی یعنی مسئولیت؛ به این دلیل است که بیشتر مردم از آن می‌ترسند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1844105), cojiluc (fa #9960049), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1077399), cojiluc (fa #7236744), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #8679131), cojiluc (fa #13164310), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2282983), cojiluc (fa #13116558), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #8679131), cojiluc (fa #12128818), tatoeba.org
  6. ۶: MUIRIEL (de #1177), cojiluc (fa #6973472), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1074416), cojiluc (fa #6975408), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #3277861), cojiluc (fa #8491144), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1239781), cojiluc (fa #7752773), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2882259), cojiluc (fa #10860796), tatoeba.org
منابع و مجوزها