فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آباد کردن

تأییدنشده

bebauen فعل

فعل

  • آباد کردنآباد کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bebauen

فعل

تلفظ
[bəˈbaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • bebautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bebauendمعلوم، participle، حال
  • bebautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bebauمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bebaueمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bebautمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bebaueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bebaueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bebaustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bebauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bebautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bebaueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bebautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bebauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bebauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bebauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bebautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bebautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bebauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bebauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bebautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bebautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bebautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bebautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bebautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bebautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها