رفتن به محتوانظارت کردن
تأییدنشده
beaufsichtigen فعل
فعل
- نظارت کردننِظارَت کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مراقب بودنمُراقِب بودَنتأییدنشده
- اداره کردنedâre kardanاِداره کَردَن[ʔe.d̪ɒː.ɹé kʰʲæɹ.d̪ǽn](to manage, control, steer)تأییدنشده
- رایانیدن(to manage, control, steer)تأییدنشده
دستور زبانِ beaufsichtigen
فعل
- تلفظ
- [bəˈʔaʊ̯fˌzɪçtɪɡn̩]
همهٔ صورتها
- beaufsichtigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- beaufsichtigenمعلوم، مصدر، حال
- beaufsichtigendمعلوم، participle، حال
- beaufsichtigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- beaufsichtigمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beaufsichtigeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beaufsichtigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- beaufsichtigeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- beaufsichtigeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beaufsichtigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- beaufsichtigestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beaufsichtigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- beaufsichtigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beaufsichtigenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- beaufsichtigenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- beaufsichtigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- beaufsichtigetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- beaufsichtigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- beaufsichtigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beaufsichtigteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- beaufsichtigteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beaufsichtigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beaufsichtigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beaufsichtigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- beaufsichtigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beaufsichtigtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- beaufsichtigtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beaufsichtigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- beaufsichtigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beaufsichtigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- beaufsichtigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها