فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بالستیک

تأییدنشده

ballistisch صفت

صفت

  • بالستیک(relating to ballistics)تأییدنشده

دستور زبانِ ballistisch

صفت

تلفظ
[baˈlɪstɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • ballistischصفت مطلق
  • ballistischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ballistischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ballistischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ballistischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ballistischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ballistischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ballistischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ballistischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • ballistischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • ballistischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • ballistischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها