رفتن به محتوابالستیک
تأییدنشده
ballistisch صفت
صفت
- بالستیک(relating to ballistics)تأییدنشده
دستور زبانِ ballistisch
صفت
- تلفظ
- [baˈlɪstɪʃ]
همهٔ صورتها
- ballistischصفت مطلق
- ballistischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- ballistischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- ballistischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- ballistischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- ballistischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- ballistischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- ballistischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- ballistischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- ballistischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- ballistischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- ballistischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- ballistischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- ballistischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- ballistischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ballistischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ballistischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- ballistischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- ballistischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- ballistischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ballistischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- ballistischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- ballistischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها