رفتن به محتواشلیک کردن
تأییدنشده
šellik kardan
ballern فعل
فعل
- شلیک کردنšellik kardanشَلیک کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ ballern
فعل
- تلفظ
- [ˈbalɐn]
همهٔ صورتها
- geballertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- ballerndمعلوم، participle، حال
- geballertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- ballerمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ballereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ballreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ballertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- ballerمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- ballereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- ballreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- ballereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ballreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ballerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- ballerstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ballertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- ballereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ballreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ballertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- ballertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ballerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- ballerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ballertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- ballertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ballerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- ballerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ballertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- ballertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ballertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- ballertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ballertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- ballertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ballerestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- balleretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
- ballrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- ballretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
مثالها
mit dem Gewehr ballern
ماشه چکاندن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها