رفتن به محتوالاروبی کردن
تأییدنشده
baggern فعل
فعل
- لاروبی کردنلاروبی کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شن کشی کردنشِن کِشی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ baggern
فعل
- تلفظ
- [ˈbaɡɐn]
همهٔ صورتها
- gebaggertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- baggernمعلوم، مصدر، حال
- baggerndمعلوم، participle، حال
- gebaggertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- baggerمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- baggereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- baggreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- baggertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- baggerمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- baggereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- baggreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- baggereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- baggreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- baggerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- baggerstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- baggertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- baggereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- baggreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- baggernمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- baggernمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- baggertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- baggertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- baggernمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- baggernمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- baggerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- baggerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- baggertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- baggertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- baggerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- baggerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- baggertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- baggertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- baggertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- baggertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- baggertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- baggertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- baggerestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- baggeretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
- baggrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- baggretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها