فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توبه کردن

تأییدنشده

büssen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • توبه کردنتوبه کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ندامت کردننِدامَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ büssen

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

jem. muss für eine Sache büssen

کسی باید جورش را بکشد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها