فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بزیر زین کشیدن

تأییدنشده

bändigen فعل

فعل

  • بزیر زین کشیدنبزیرِ زین کِشیَدنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را دست آموز کردنکِسی را دَست آموز کَردَنتأییدنشده
  • رام کردنرام کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bändigen

فعل

تلفظ
[ˈbɛndɪɡn̩], [ˈbɛndɪɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • gebändigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bändigenمعلوم، مصدر، حال
  • bändigendمعلوم، participle، حال
  • gebändigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bändigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bändigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bändigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bändigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bändigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bändigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bändigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bändigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bändigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bändigenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bändigenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bändigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bändigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bändigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bändigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bändigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bändigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bändigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bändigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bändigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bändigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bändigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bändigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bändigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bändigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bändigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bändigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها