فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را تمکین کردن

تأییدنشده

autorisieren فعل

فعل

  • کسی را تمکین کردنکِسی را تَمکین کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ autorisieren

فعل

تلفظ
[aʊ̯toʁiˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • autorisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • autorisierendمعلوم، participle، حال
  • autorisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • autorisierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • autorisiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • autorisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • autorisiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • autorisiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • autorisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • autorisierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • autorisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • autorisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • autorisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • autorisieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • autorisierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • autorisierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • autorisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • autorisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • autorisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • autorisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • autorisiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • autorisiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • autorisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • autorisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • autorisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • autorisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها