رفتن به محتواخودکاراندن
تأییدنشده
automatisieren فعل
فعل
- خودکاراندن(to replace or enhance human labor with machines)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اتوماتیکی کردناتوماتیکی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ automatisieren
فعل
- تلفظ
- [aʊ̯tomatiˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- automatisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- automatisierenمعلوم، مصدر، حال
- automatisierendمعلوم، participle، حال
- automatisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- automatisierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- automatisiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- automatisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- automatisiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- automatisiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- automatisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- automatisierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- automatisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- automatisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- automatisierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- automatisierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- automatisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- automatisieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- automatisierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- automatisierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- automatisierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- automatisierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- automatisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- automatisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- automatisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- automatisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- automatisiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- automatisiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- automatisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- automatisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- automatisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- automatisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها