فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کندن

تأییدنشده

kandan[kʰʲæn̪.d̪ǽn]

auszupfen فعل

فعل

  • کندنkandanکَندَن[kʰʲæn̪.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ auszupfen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌt͡sʊp͡fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgezupftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszuzupfenمعلوم، extended، مصدر
  • auszupfendمعلوم، participle، حال
  • ausgezupftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszuzupfendergerundive، participle
  • auszuzupfendegerundive، participle
  • zupf ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zupfe ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zupft ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zupfe ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • zupfe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auszupfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auszupfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zupfst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zupfest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auszupfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auszupfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zupft ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zupfe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auszupftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszupfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zupfen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • zupfen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zupft ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zupfet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auszupftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auszupfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zupfen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • zupfen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zupfte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zupfte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auszupfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auszupfteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zupftest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zupftest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auszupftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auszupftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zupfte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zupfte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auszupfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszupfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zupften ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zupften ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • auszupftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • auszupftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zupftet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zupftet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • auszupftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auszupftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zupften ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zupften ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auszupftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszupftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszuzupfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuzupfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuzupfendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuzupfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszuzupfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszuzupfendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuzupfendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuzupfendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuzupfendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها