رفتن به محتواچلاندن
تأییدنشده
auswringen فعل
فعل
- چلاندنچَلاندَن(to squeeze or twist (something moist) tightly so that liquid is forced out)تأییدنشده
دستور زبانِ auswringen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌvʁɪŋən]
همهٔ صورتها
- ausgewrungenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auswringenمعلوم، مصدر، حال
- auszuwringenمعلوم، extended، مصدر
- auswringendمعلوم، participle، حال
- ausgewrungenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszuwringendergerundive، participle
- wring ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- wringe ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- wringt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- wringe ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- wringe ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auswringeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- auswringeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- wringst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- wringest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auswringstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auswringestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- wringt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- wringe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- auswringtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auswringeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- wringen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- wringen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- auswringenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- auswringenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- wringt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- wringet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- auswringtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- auswringetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- wringen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- wringen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- auswringenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- auswringenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- wrang ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- wränge ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auswrangمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- auswrängeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wrangst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- wrängest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- wrängst ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auswrangstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auswrängestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- auswrängstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wrang ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- wränge ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auswrangمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auswrängeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- wrangen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- wrängen ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- auswrangenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- auswrängenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wrangt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- wränget ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- wrängt ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- auswrangtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- auswrängetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- auswrängtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wrangen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- wrängen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auswrangenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- auswrängenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszuwringendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- auszuwringendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuwringendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- auszuwringendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- auszuwringendegerundive، حالت نهادی، جمع
- auszuwringendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuwringendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuwringendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuwringendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszuwringendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszuwringendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuwringendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuwringendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuwringendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها