فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پاک کردن

تأییدنشده

pâk kardan

auswischen فعل

فعل

  • پاک کردنpâk kardanپاک کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تمیز کردنtamiz kardanتَمیز کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ auswischen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌvɪʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgewischtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auswischenمعلوم، مصدر، حال
  • auszuwischenمعلوم، extended، مصدر
  • auswischendمعلوم، participle، حال
  • ausgewischtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszuwischendergerundive، participle
  • auszuwischendegerundive، participle
  • wisch ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wische ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wischt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wische ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • wische ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auswischeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auswischeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wischst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wischt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wischest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auswischstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auswischtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auswischestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wischt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wische ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auswischtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auswischeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wischen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • wischen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • auswischenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • auswischenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wischt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wischet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auswischtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auswischetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wischen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • wischen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auswischenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auswischenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wischte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wischte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auswischteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auswischteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wischtest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wischtest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auswischtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auswischtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wischte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wischte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auswischteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auswischteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wischten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wischten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • auswischtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • auswischtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wischtet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wischtet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • auswischtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auswischtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wischten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wischten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auswischtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auswischtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszuwischendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuwischendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuwischendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuwischendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszuwischendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszuwischendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuwischendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuwischendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuwischendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها