فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکم دریدن

ausweiden فعل

فعل

  • شکم دریدن(To eviscerate)

دستور زبانِ ausweiden

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌvaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgeweidetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszuweidenمعلوم، extended، مصدر
  • ausweidendمعلوم، participle، حال
  • ausgeweidetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszuweidendergerundive، participle
  • auszuweidendegerundive، participle
  • weide ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weid ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weidet ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weide ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • weide ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausweideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausweideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weidest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weidest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausweidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausweidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weidet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • weide ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausweidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausweideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • weiden ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • weiden ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • weidet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weidet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausweidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausweidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weiden ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • weiden ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • weidete ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • weidete ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausweideteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausweideteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • weidetest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • weidetest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausweidetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausweidetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • weidete ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • weidete ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausweideteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausweideteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • weideten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • weideten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausweidetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausweidetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • weidetet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • weidetet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausweidetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausweidetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • weideten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • weideten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausweidetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausweidetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszuweidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuweidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuweidendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuweidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszuweidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszuweidendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuweidendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuweidendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuweidendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها