رفتن به محتوادستور زبانِ ausweiden
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌvaɪ̯dn̩]
همهٔ صورتها
- ausgeweidetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszuweidenمعلوم، extended، مصدر
- ausweidendمعلوم، participle، حال
- ausgeweidetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszuweidendergerundive، participle
- auszuweidendegerundive، participle
- weide ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- weid ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- weidet ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- weide ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- weide ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausweideمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausweideمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weidest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- weidest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausweidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausweidestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weidet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- weide ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausweidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausweideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- weiden ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- weiden ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- weidet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- weidet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausweidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausweidetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weiden ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- weiden ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- weidete ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- weidete ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausweideteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausweideteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- weidetest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- weidetest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausweidetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausweidetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- weidete ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- weidete ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausweideteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausweideteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- weideten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- weideten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausweidetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausweidetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- weidetet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- weidetet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausweidetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausweidetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- weideten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- weideten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausweidetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausweidetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszuweidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuweidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuweidendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuweidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszuweidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszuweidendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuweidendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuweidendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuweidendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها