اخراج کردن
تأییدنشده
exrâj kardan[ʔex.ɹɒ́ːd͡ʒ̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]
austreiben فعل
فعل
- اخراج کردنexrâj kardanاِخراج کَردَن[ʔex.ɹɒ́ːd͡ʒ̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بیرون راندنبیرون راندَنتأییدنشده
دستور زبانِ austreiben
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌtʁaɪ̯bn̩]
همهٔ صورتها
- ausgetriebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszutreibenمعلوم، extended، مصدر
- austreibendمعلوم، participle، حال
- ausgetriebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszutreibendergerundive، participle
- treib ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- treibe ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- treibt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- treibe ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- treibe ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- austreibeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- austreibeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- treibst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- treibest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- austreibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- austreibestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- treibt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- treibe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- austreibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- austreibeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- treiben ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- treiben ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- treibt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- treibet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- austreibtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- austreibetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- treiben ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- treiben ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- trieb ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- triebe ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- austriebمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- austriebeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- triebst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- triebest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- austriebstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- austriebestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- trieb ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- triebe ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- austriebمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- austriebeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- trieben ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- trieben ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- austriebenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- austriebenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- triebt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- triebet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- austriebtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- austriebetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- trieben ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- trieben ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- austriebenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- austriebenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszutreibendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- auszutreibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszutreibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- auszutreibendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- auszutreibendegerundive، حالت نهادی، جمع
- auszutreibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszutreibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszutreibendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszutreibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszutreibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszutreibendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszutreibendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszutreibendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszutreibendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
مثالها
jem. die Faulheit austreiben
تنبلی کسی را رفع کردن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها