رفتن به محتواقی کردن
تأییدنشده
ausspeien فعل
فعل
- قی کردنقِی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ ausspeien
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌʃpaɪ̯ən]
همهٔ صورتها
- ausgespienparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszuspeienمعلوم، extended، مصدر
- ausspeiendمعلوم، participle، حال
- ausgespienparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszuspeiendergerundive، participle
- spei ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- speie ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- speit ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- speie ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- speie ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausspeieمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausspeieمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- speist ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- speiest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausspeistمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausspeiestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- speit ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- speie ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausspeitمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausspeieمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- speien ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- speien ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- speit ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- speiet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausspeitمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausspeietمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- speien ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- speien ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- spie ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- spie ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausspieمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausspieمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- spiest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- spiest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausspiestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausspiestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- spie ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- spie ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausspieمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausspieمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- spien ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- spien ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausspienمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausspienمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- spiet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- spiet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausspietمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausspietمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- spien ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- spien ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausspienمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausspienمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszuspeiendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- auszuspeiendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuspeiendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- auszuspeiendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- auszuspeiendegerundive، حالت نهادی، جمع
- auszuspeiendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuspeiendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuspeiendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuspeiendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszuspeiendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszuspeiendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuspeiendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuspeiendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuspeiendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها