فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قی کردن

تأییدنشده

ausspeien فعل

فعل

  • قی کردنقِی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausspeien

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌʃpaɪ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgespienparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszuspeienمعلوم، extended، مصدر
  • ausspeiendمعلوم، participle، حال
  • ausgespienparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszuspeiendergerundive، participle
  • spei ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • speie ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • speit ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • speie ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • speie ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausspeieمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausspeieمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • speist ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • speiest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausspeistمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausspeiestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • speit ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • speie ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausspeitمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausspeieمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • speien ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • speien ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • speit ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • speiet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausspeitمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausspeietمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • speien ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • speien ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • spie ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • spie ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausspieمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausspieمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spiest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • spiest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausspiestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausspiestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spie ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • spie ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausspieمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausspieمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • spien ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • spien ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausspienمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausspienمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spiet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • spiet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausspietمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausspietمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spien ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • spien ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausspienمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausspienمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszuspeiendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszuspeiendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuspeiendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • auszuspeiendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • auszuspeiendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • auszuspeiendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuspeiendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuspeiendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuspeiendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszuspeiendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszuspeiendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuspeiendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuspeiendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuspeiendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها