فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به نظر آمدن

تأییدنشده

be nazar âmadan

aussehen فعل

فعل

  • به نظر آمدنbe nazar âmadan(to appear, to seem)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به نظر رسیدن(to appear, to seem)تأییدنشده

دستور زبانِ aussehen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌz̥eːən]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgesehenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszusehenمعلوم، extended، مصدر
  • aussehendمعلوم، participle، حال
  • ausgesehenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sieh ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • seht ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sehe ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sehe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausseheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausseheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • siehst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sehest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aussiehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aussehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sieht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sehe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aussiehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausseheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sehen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • sehen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • seht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sehet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aussehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aussehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sehen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • sehen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sah ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sähe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aussahمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aussäheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sahst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sähest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sähst ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aussahstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aussähestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aussähstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sah ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sähe ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aussahمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aussäheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sahen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sähen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aussahenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aussähenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • saht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sähet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • säht ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aussahtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aussähetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aussähtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sahen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sähen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aussahenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aussähenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Sie ist nicht so gut, wie sie aussieht.

او به خوبی آنچه به نظر می‌رسد نیست.

Diese Wolken sehen aus wie eine weiße Schafherde.

این ابران مانند یک گله گوسفند سفید می‌نمایند.

Es sieht aus wie ein Insekt.

این به نظر یک حشره می‌آید.

Man wird alt, wenn die Leute anfangen zu sagen, dass man jung aussieht.

آدم وقتی پیر می‌شود که مردم شروع به گفتن این می‌کنند که جوان به نظر می‌رسد.

Sieht aus, als wären wir im selben Boot.

به نظر می‌رسد ما در یک قایق هستیم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sie weiß, dass sie gut aussieht.

او می داند که زیبا به نظر می آید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

dessen Äußeres verwahrlost aussah

او که حیکلش به جاهلان می رفت

Sieht aus, als würde der Wind stärker werden.

به نظر می آید که باد شدیدتر می شود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

so wie die Sache aussieht

از قرار واقع

Aussehen ist nicht alles.

ظاهر و قیافه همه چیز نیست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4986862), cojiluc (fa #7723234), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1619070), cojiluc (fa #9966566), tatoeba.org
  3. ۳: list (de #5991892), cojiluc (fa #10706257), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #6317936), cojiluc (fa #12691802), tatoeba.org
  5. ۵: Yorwba (de #7769553), cojiluc (fa #7551342), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #753206), mahdiye (fa #656631), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: nGerman (de #3847129), AsliAbbasi (fa #3750515), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Esperantostern (de #674781), mahdiye (fa #772513), tatoeba.org
منابع و مجوزها