فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صبح های فراغت و بیکاری در رختخواب لمیدن

تأییدنشده

ausschlafen فعل

فعل

  • صبح های فراغت و بیکاری در رختخواب لمیدنتأییدنشده

دستور زبانِ ausschlafen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌʃlaːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgeschlafenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ausschlafenمعلوم، مصدر، حال
  • auszuschlafenمعلوم، extended، مصدر
  • ausschlafendمعلوم، participle، حال
  • ausgeschlafenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schlaf ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlafe ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlaft ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlafe ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schlafe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausschlafeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausschlafeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schläfst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlafest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausschläfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausschlafestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schläft ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schlafe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausschläftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausschlafeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schlafen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schlafen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ausschlafenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • ausschlafenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schlaft ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlafet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausschlaftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausschlafetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schlafen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schlafen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausschlafenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausschlafenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schlief ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schliefe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausschliefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausschliefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schliefst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schliefest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausschliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausschliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schlief ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schliefe ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausschliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausschliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schliefen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schliefen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausschliefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausschliefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schlieft ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schliefet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausschlieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausschliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schliefen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schliefen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausschliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausschliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Heute habe ich ausgeschlafen.

امروز من خوب خوابیده‌ام.

Jetzt werde ich mich erst einmal ausschlafen.

الآن برای اولین بار راحت خواهم خوابید.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: raggione (de #4382976), cojiluc (fa #7821971), tatoeba.org
  2. ۲: raggione (de #2909480), cojiluc (fa #7802823), tatoeba.org
منابع و مجوزها