رفتن به محتوابه خارج مسافرت کردن
تأییدنشده
ausreisen فعل
فعل
- به خارج مسافرت کردنبه خارِج مُسافِرَت کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مهاجرت کردنmohâjerat kardanمُهاجِرَت کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ ausreisen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌʁaɪ̯zn̩]
همهٔ صورتها
- ausgereistparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- ausreisenمعلوم، مصدر، حال
- auszureisenمعلوم، extended، مصدر
- ausreisendمعلوم، participle، حال
- ausgereistparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszureisendergerundive، participle
- auszureisendegerundive، participle
- reis ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- reise ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- reist ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- reise ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- reise ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausreiseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausreiseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reist ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- reisest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausreistمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausreisestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reist ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- reise ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausreistمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausreiseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- reisen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- reisen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- ausreisenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- ausreisenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reist ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- reiset ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausreistمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausreisetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reisen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- reisen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausreisenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- ausreisenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- reiste ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- reiste ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausreisteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausreisteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- reistest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- reistest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausreistestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausreistestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- reiste ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- reiste ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausreisteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausreisteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- reisten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- reisten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausreistenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausreistenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- reistet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- reistet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausreistetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausreistetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- reisten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- reisten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausreistenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausreistenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszureisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszureisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszureisendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszureisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszureisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszureisendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszureisendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszureisendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszureisendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها