فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به خارج مسافرت کردن

تأییدنشده

ausreisen فعل

فعل

  • به خارج مسافرت کردنبه خارِج مُسافِرَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مهاجرت کردنmohâjerat kardanمُهاجِرَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausreisen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌʁaɪ̯zn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgereistparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ausreisenمعلوم، مصدر، حال
  • auszureisenمعلوم، extended، مصدر
  • ausreisendمعلوم، participle، حال
  • ausgereistparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszureisendergerundive، participle
  • auszureisendegerundive، participle
  • reis ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reise ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reist ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reise ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • reise ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausreiseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausreiseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • reist ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reisest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausreistمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausreisestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • reist ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • reise ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausreistمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausreiseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • reisen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • reisen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ausreisenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • ausreisenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • reist ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reiset ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausreistمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausreisetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • reisen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • reisen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausreisenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausreisenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • reiste ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • reiste ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausreisteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausreisteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • reistest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • reistest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausreistestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausreistestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • reiste ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • reiste ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausreisteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausreisteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • reisten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • reisten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausreistenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausreistenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • reistet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • reistet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausreistetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausreistetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • reisten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • reisten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausreistenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausreistenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszureisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszureisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszureisendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszureisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszureisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszureisendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszureisendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszureisendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszureisendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها