رفتن به محتواغارت کردن
تأییدنشده
ausrauben فعل
فعل
- غارت کردنغارَت کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تاراج کردنتاراج کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ ausrauben
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌʁaʊ̯bn̩]
همهٔ صورتها
- ausgeraubtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszuraubenمعلوم، extended، مصدر
- ausraubendمعلوم، participle، حال
- ausgeraubtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszuraubendergerundive، participle
- auszuraubendegerundive، participle
- raub ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- raube ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- raubt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- raube ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- raube ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausraubeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausraubeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- raubst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- raubest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausraubstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausraubestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- raubt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- raube ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausraubtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausraubeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- rauben ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- rauben ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- raubt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- raubet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausraubtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausraubetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- rauben ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- rauben ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- raubte ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- raubte ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausraubteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausraubteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- raubtest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- raubtest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausraubtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausraubtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- raubte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- raubte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausraubteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausraubteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- raubten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- raubten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausraubtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausraubtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- raubtet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- raubtet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausraubtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausraubtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- raubten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- raubten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausraubtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausraubtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszuraubendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuraubendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuraubendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuraubendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszuraubendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszuraubendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuraubendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuraubendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuraubendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها