فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

غارت کردن

تأییدنشده

ausrauben فعل

فعل

  • غارت کردنغارَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تاراج کردنتاراج کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausrauben

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌʁaʊ̯bn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgeraubtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszuraubenمعلوم، extended، مصدر
  • ausraubendمعلوم، participle، حال
  • ausgeraubtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszuraubendergerundive، participle
  • auszuraubendegerundive، participle
  • raub ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • raube ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • raubt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • raube ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • raube ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausraubeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausraubeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • raubst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • raubest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausraubstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausraubestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • raubt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • raube ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausraubtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausraubeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • rauben ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • rauben ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • raubt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • raubet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausraubtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausraubetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • rauben ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • rauben ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • raubte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • raubte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausraubteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausraubteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • raubtest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • raubtest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausraubtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausraubtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • raubte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • raubte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausraubteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausraubteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • raubten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • raubten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausraubtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausraubtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • raubtet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • raubtet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausraubtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausraubtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • raubten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • raubten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausraubtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausraubtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszuraubendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuraubendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuraubendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuraubendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszuraubendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszuraubendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuraubendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuraubendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuraubendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها