فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکم دریدن

ausnehmen فعل

فعل

  • شکم دریدن(To eviscerate)

دستور زبانِ ausnehmen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌneːmən]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgenommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszunehmenمعلوم، extended، مصدر
  • ausnehmendمعلوم، participle، حال
  • ausgenommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszunehmendergerundive، participle
  • nimm ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehme ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • nehme ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausnehmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausnehmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausnimmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausnehmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nehme ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausnimmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausnehmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nehmen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • nehmen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nehmt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehmet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausnehmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausnehmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nehmen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • nehmen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nahm ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nähme ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausnahmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausnähmeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nähmest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmst ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausnahmstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausnähmestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ausnähmstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahm ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nähme ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausnahmمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausnähmeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nahmen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nähmen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausnahmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausnähmenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nähmet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmt ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausnahmtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausnähmetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ausnähmtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nähmen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausnahmenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausnähmenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszunehmendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • auszunehmendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • auszunehmendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • auszunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszunehmendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszunehmendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszunehmendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszunehmendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszunehmendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Er nahm aus Versehen den falschen Bus.

او اشتباها اتوبوس عوضی سوار شد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kriskelvin (de #369933), cojiluc (fa #7306074), tatoeba.org
منابع و مجوزها