فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محو کردن

تأییدنشده

ausmerzen فعل

فعل

  • محو کردنمَحو کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausmerzen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌmɛʁt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgemerztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ausmerzenمعلوم، مصدر، حال
  • auszumerzenمعلوم، extended، مصدر
  • ausmerzendمعلوم، participle، حال
  • ausgemerztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszumerzendergerundive، participle
  • auszumerzendegerundive، participle
  • merz ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • merze ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • merzt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • merze ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • merze ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausmerzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausmerzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • merzt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • merzest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausmerztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausmerzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • merzt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • merze ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausmerztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausmerzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • merzen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • merzen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ausmerzenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • ausmerzenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • merzt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • merzet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausmerztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausmerzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • merzen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • merzen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausmerzenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausmerzenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • merzte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • merzte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausmerzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausmerzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • merztest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • merztest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausmerztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausmerztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • merzte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • merzte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausmerzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausmerzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • merzten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • merzten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausmerztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausmerztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • merztet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • merztet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausmerztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausmerztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • merzten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • merzten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausmerztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausmerztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszumerzendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszumerzendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszumerzendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszumerzendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszumerzendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszumerzendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszumerzendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszumerzendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszumerzendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها