رفتن به محتوابا قرعه تعیین کردن
تأییدنشده
auslosen فعل
فعل
- با قرعه تعیین کردنبا قُرعه تَعیین کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پشک انداختنپِشَک اَنداختَنتأییدنشده
دستور زبانِ auslosen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌloːzn̩]
همهٔ صورتها
- ausgelostparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auslosenمعلوم، مصدر، حال
- auszulosenمعلوم، extended، مصدر
- auslosendمعلوم، participle، حال
- ausgelostparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszulosendergerundive، participle
- auszulosendegerundive، participle
- los ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lose ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lost ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- lose ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- lose ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausloseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausloseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lost ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- losest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auslostمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auslosestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lost ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- lose ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- auslostمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausloseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- losen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- losen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- auslosenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- auslosenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lost ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- loset ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- auslostمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- auslosetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- losen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- losen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- auslosenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- auslosenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- loste ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- loste ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auslosteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- auslosteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lostest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- lostest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auslostestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auslostestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- loste ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- loste ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auslosteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auslosteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- losten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- losten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- auslostenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- auslostenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lostet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- lostet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- auslostetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- auslostetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- losten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- losten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auslostenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- auslostenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszulosendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszulosendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszulosendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszulosendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszulosendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszulosendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszulosendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszulosendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszulosendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها