فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با قرعه تعیین کردن

تأییدنشده

auslosen فعل

فعل

  • با قرعه تعیین کردنبا قُرعه تَعیین کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پشک انداختنپِشَک اَنداختَنتأییدنشده

دستور زبانِ auslosen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌloːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgelostparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auslosenمعلوم، مصدر، حال
  • auszulosenمعلوم، extended، مصدر
  • auslosendمعلوم، participle، حال
  • ausgelostparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszulosendergerundive، participle
  • auszulosendegerundive، participle
  • los ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lose ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lost ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lose ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lose ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausloseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausloseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lost ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • losest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auslostمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auslosestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lost ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lose ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auslostمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausloseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • losen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • losen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • auslosenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • auslosenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lost ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • loset ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auslostمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auslosetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • losen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • losen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auslosenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslosenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • loste ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • loste ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auslosteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auslosteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lostest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lostest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auslostestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auslostestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • loste ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • loste ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auslosteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslosteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • losten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • losten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • auslostenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • auslostenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lostet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lostet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • auslostetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auslostetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • losten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • losten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auslostenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslostenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszulosendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulosendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulosendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulosendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszulosendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszulosendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulosendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulosendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulosendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها