فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بار اندازی کردن

تأییدنشده

ausladen فعل

فعل

  • بار اندازی کردنبار اَندازی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بار خالی کردنبار خالی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausladen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌlaːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgeladenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszuladenمعلوم، extended، مصدر
  • ausladendمعلوم، participle، حال
  • ausgeladenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszuladendergerundive، participle
  • lad ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lade ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ladet ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lade ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lade ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausladeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausladeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lädst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ladest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auslädstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausladestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lädt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lade ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auslädtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausladeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • laden ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • laden ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ladet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ladet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausladetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausladetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • laden ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • laden ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lud ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lüde ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausludمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auslüdeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ludest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ludst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lüdest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausludestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausludstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auslüdestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lud ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lüde ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausludمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslüdeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • luden ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lüden ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausludenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • auslüdenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ludet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lüdet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausludetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auslüdetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • luden ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lüden ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausludenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslüdenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszuladendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszuladendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuladendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • auszuladendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • auszuladendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • auszuladendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuladendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuladendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuladendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszuladendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszuladendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuladendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuladendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuladendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها