رفتن به محتوابار اندازی کردن
تأییدنشده
ausladen فعل
فعل
- بار اندازی کردنبار اَندازی کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بار خالی کردنبار خالی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ ausladen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌlaːdn̩]
همهٔ صورتها
- ausgeladenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszuladenمعلوم، extended، مصدر
- ausladendمعلوم، participle، حال
- ausgeladenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszuladendergerundive، participle
- lad ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lade ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ladet ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- lade ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- lade ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausladeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausladeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lädst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- ladest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auslädstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausladestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lädt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- lade ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- auslädtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausladeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- laden ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- laden ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- ladet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- ladet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausladetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausladetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- laden ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- laden ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- lud ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- lüde ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausludمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- auslüdeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- ludest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- ludst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- lüdest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausludestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausludstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auslüdestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lud ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- lüde ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausludمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auslüdeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- luden ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- lüden ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausludenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- auslüdenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- ludet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- lüdet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausludetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- auslüdetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- luden ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- lüden ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausludenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- auslüdenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszuladendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- auszuladendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuladendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- auszuladendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- auszuladendegerundive، حالت نهادی، جمع
- auszuladendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuladendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuladendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuladendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszuladendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszuladendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuladendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuladendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuladendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها