فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به ریش کسی خندیدن

تأییدنشده

auslachen فعل

فعل

  • به ریش کسی خندیدنبه ریشِ کِسی خَندیدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به کسی دست انداختنبه کِسی دَست اَنداختَنتأییدنشده
  • کسی را مسخره کردنکِسی را مَسخَره کَردَنتأییدنشده
  • ریشخند کردنریشخَند کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ auslachen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌlaxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgelachtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszulachenمعلوم، extended، مصدر
  • auslachendمعلوم، participle، حال
  • ausgelachtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszulachendergerundive، participle
  • auszulachendegerundive، participle
  • lach ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lache ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lacht ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lache ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lache ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auslacheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auslacheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lachst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lachest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auslachstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auslachestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lacht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lache ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auslachtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslacheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lachen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • lachen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • lacht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lachet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auslachtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auslachetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lachen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • lachen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lachte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lachte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auslachteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auslachteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lachtest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lachtest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auslachtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auslachtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lachte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lachte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auslachteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslachteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lachten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lachten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • auslachtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • auslachtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lachtet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lachtet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • auslachtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auslachtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lachten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lachten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auslachtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslachtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszulachendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulachendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulachendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulachendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszulachendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszulachendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulachendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulachendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulachendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها