رفتن به محتوابه ریش کسی خندیدن
تأییدنشده
auslachen فعل
فعل
- به ریش کسی خندیدنبه ریشِ کِسی خَندیدَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به کسی دست انداختنبه کِسی دَست اَنداختَنتأییدنشده
- کسی را مسخره کردنکِسی را مَسخَره کَردَنتأییدنشده
- ریشخند کردنریشخَند کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ auslachen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌlaxn̩]
همهٔ صورتها
- ausgelachtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszulachenمعلوم، extended، مصدر
- auslachendمعلوم، participle، حال
- ausgelachtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszulachendergerundive، participle
- auszulachendegerundive، participle
- lach ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lache ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lacht ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- lache ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- lache ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auslacheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- auslacheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lachst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- lachest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auslachstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auslachestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lacht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- lache ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- auslachtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auslacheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- lachen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- lachen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- lacht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- lachet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- auslachtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- auslachetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lachen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- lachen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- lachte ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- lachte ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auslachteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- auslachteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lachtest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- lachtest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auslachtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auslachtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lachte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- lachte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auslachteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auslachteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- lachten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- lachten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- auslachtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- auslachtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lachtet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- lachtet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- auslachtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- auslachtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lachten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- lachten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auslachtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- auslachtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszulachendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszulachendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszulachendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszulachendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszulachendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszulachendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszulachendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszulachendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszulachendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها