رفتن به محتواریختن
تأییدنشده
rixtan[ɹiːx.t̪ʰǽn]
auskippen فعل
فعل
- ریختنrixtanریختَن[ɹiːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خالی کردنxâli kardanخالی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ auskippen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌkɪpn̩]
همهٔ صورتها
- ausgekipptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszukippenمعلوم، extended، مصدر
- auskippendمعلوم، participle، حال
- ausgekipptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszukippendergerundive، participle
- auszukippendegerundive، participle
- kipp ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kippe ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kippt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- kippe ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- kippe ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auskippeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- auskippeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kippst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- kippest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auskippstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auskippestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kippt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- kippe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- auskipptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auskippeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- kippen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- kippen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- kippt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- kippet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- auskipptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- auskippetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kippen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- kippen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kippte ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- kippte ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auskippteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- auskippteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kipptest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- kipptest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auskipptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auskipptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kippte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- kippte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auskippteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auskippteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- kippten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- kippten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- auskipptenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- auskipptenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kipptet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- kipptet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- auskipptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- auskipptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kippten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- kippten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auskipptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- auskipptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszukippendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszukippendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszukippendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszukippendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszukippendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszukippendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszukippendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszukippendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszukippendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها