فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ریختن

تأییدنشده

rixtan[ɹiːx.t̪ʰǽn]

auskippen فعل

فعل

  • ریختنrixtanریختَن[ɹiːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خالی کردنxâli kardanخالی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ auskippen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌkɪpn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgekipptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszukippenمعلوم، extended، مصدر
  • auskippendمعلوم، participle، حال
  • ausgekipptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszukippendergerundive، participle
  • auszukippendegerundive، participle
  • kipp ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kippe ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kippt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kippe ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • kippe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auskippeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auskippeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kippst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kippest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auskippstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auskippestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kippt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kippe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auskipptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auskippeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kippen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kippen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kippt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kippet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auskipptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auskippetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kippen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kippen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kippte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kippte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auskippteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auskippteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kipptest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kipptest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auskipptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auskipptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kippte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kippte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auskippteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auskippteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kippten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kippten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • auskipptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • auskipptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kipptet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kipptet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • auskipptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auskipptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kippten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kippten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auskipptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auskipptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszukippendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszukippendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszukippendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszukippendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszukippendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszukippendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszukippendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszukippendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszukippendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها