فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دربارهٔ چیزی مذاکره کردن

تأییدنشده

aushandeln فعل

فعل

  • دربارهٔ چیزی مذاکره کردندَربارهٔ چیزی مُذاکِره کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ aushandeln

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌhandl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgehandeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszuhandelnمعلوم، extended، مصدر
  • aushandelndمعلوم، participle، حال
  • ausgehandeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszuhandelndergerundive، participle
  • auszuhandelndegerundive، participle
  • handle ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • handel ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • handele ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • handelt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • handle ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • handel ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • handele ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • handele ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • handle ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aushandleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aushandelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aushandeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aushandeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aushandleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • handelst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • handelst ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • handlest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aushandelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aushandelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aushandlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • handelt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • handele ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • handle ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aushandeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aushandeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aushandleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • handeln ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • handeln ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • handelt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • handelt ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • handlet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aushandeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aushandeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aushandletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • handeln ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • handeln ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • handelte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • handelte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aushandelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aushandelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • handeltest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • handeltest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aushandeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aushandeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • handelte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • handelte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aushandelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aushandelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • handelten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • handelten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aushandeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aushandeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • handeltet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • handeltet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aushandeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aushandeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • handelten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • handelten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aushandeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aushandeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aushandelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive، subordinate clause
  • aushandeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive، subordinate clause
  • auszuhandelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuhandelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuhandelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuhandelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszuhandelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszuhandelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuhandelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuhandelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuhandelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • handelest ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، subjunctive
  • handelet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها