رفتن به محتوادربارهٔ چیزی مذاکره کردن
تأییدنشده
aushandeln فعل
فعل
- دربارهٔ چیزی مذاکره کردندَربارهٔ چیزی مُذاکِره کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ aushandeln
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌhandl̩n]
همهٔ صورتها
- ausgehandeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszuhandelnمعلوم، extended، مصدر
- aushandelndمعلوم، participle، حال
- ausgehandeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszuhandelndergerundive، participle
- auszuhandelndegerundive، participle
- handle ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- handel ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- handele ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- handelt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- handle ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- handel ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- handele ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- handele ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- handle ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aushandleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aushandelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aushandeleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aushandeleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- aushandleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- handelst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- handelst ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- handlest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aushandelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aushandelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- aushandlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- handelt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- handele ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- handle ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aushandeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aushandeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- aushandleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- handeln ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- handeln ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- handelt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- handelt ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- handlet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aushandeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aushandeltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- aushandletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- handeln ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- handeln ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- handelte ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- handelte ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aushandelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aushandelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- handeltest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- handeltest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aushandeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aushandeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- handelte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- handelte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aushandelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aushandelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- handelten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- handelten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aushandeltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aushandeltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- handeltet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- handeltet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aushandeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aushandeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- handelten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- handelten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aushandeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aushandeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aushandelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive، subordinate clause
- aushandeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive، subordinate clause
- auszuhandelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuhandelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuhandelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuhandelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszuhandelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszuhandelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuhandelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuhandelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuhandelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
- handelest ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، subjunctive
- handelet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها