فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیرون آوردن

تأییدنشده

ausgraben فعل

فعل

  • بیرون آوردنبیرون آوَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حفاری کردنحَفاری کَردَنتأییدنشده
  • در کندندَر کَندَنتأییدنشده
  • کاوش کردنkâvoš kardanکاوِش کَردَن(z.b. Geheimnisse)تأییدنشده
  • کاویدنکاویدَن(z.b. Geheimnisse)تأییدنشده

دستور زبانِ ausgraben

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌɡʁaːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgegrabenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszugrabenمعلوم، extended، مصدر
  • ausgrabendمعلوم، participle، حال
  • ausgegrabenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszugrabendergerundive، participle
  • grab ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grabe ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grabt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grabe ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • grabe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausgrabeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausgrabeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gräbst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grabest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausgräbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausgrabestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gräbt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • grabe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausgräbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausgrabeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • graben ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • graben ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • grabt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grabet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausgrabtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausgrabetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • graben ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • graben ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • grub ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • grübe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausgrubمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausgrübeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • grubst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • grübest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grübst ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausgrubstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausgrübestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ausgrübstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • grub ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • grübe ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausgrubمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausgrübeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gruben ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • grüben ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausgrubenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausgrübenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • grubt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • grübet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • grübt ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausgrubtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausgrübetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ausgrübtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gruben ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • grüben ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausgrubenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausgrübenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszugrabendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszugrabendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszugrabendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • auszugrabendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • auszugrabendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • auszugrabendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszugrabendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszugrabendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszugrabendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszugrabendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszugrabendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszugrabendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszugrabendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszugrabendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها