فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سر خوردن

تأییدنشده

sar xordan, sor xordan[sæɹ xoɹ.d̪æn][soɹ xoɹ.d̪æn]

ausgleiten فعل

فعل

  • سر خوردنsar xordan, sor xordanسُر خوردَن[sæɹ xoɹ.d̪æn][soɹ xoɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سریدنsoridanسُریدَنتأییدنشده
  • لغزش خوردنلَغزِش خوردَنتأییدنشده
  • لیز خوردنliz xordanلیز خوردَن[liːz xoɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ ausgleiten

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌɡlaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgeglittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ausgleitenمعلوم، مصدر، حال
  • auszugleitenمعلوم، extended، مصدر
  • ausgleitendمعلوم، participle، حال
  • ausgeglittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gleit ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gleite ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gleitet ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gleite ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gleite ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausgleiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausgleiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gleitest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gleitest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausgleitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausgleitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gleitet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gleite ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausgleitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausgleiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gleiten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • gleiten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ausgleitenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • ausgleitenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gleitet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gleitet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausgleitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausgleitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gleiten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • gleiten ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausgleitenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausgleitenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • glitt ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • glitte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausglittمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausglitteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • glittest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • glittst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • glittest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausglittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausglittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausglittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • glitt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • glitte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausglittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausglitteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • glitten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • glitten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausglittenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausglittenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • glittet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • glittet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausglittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausglittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • glitten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • glitten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausglittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausglittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszugleitendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszugleitendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszugleitendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • auszugleitendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • auszugleitendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • auszugleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszugleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszugleitendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszugleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszugleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszugleitendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszugleitendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszugleitenderحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszugleitenderمؤنث، حالت اضافی، gerundive، مفرد
  • auszugleitenderحالت اضافی، gerundive، جمع
  • auszugleitendergerundive، مذکر، حالت نهادی، مفرد
  • auszugleitendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszugleitendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها