فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مختص بودن

تأییدنشده

ausgesucht sein
عبارت

عبارت

  • مختص بودنمُختَص بودَن(i.S. erlesen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مطلوب بودنمَطلوب بودَن(i.S. erlesen)تأییدنشده
  • گلچین بودنگُلچین بودَن(i.S. erlesen)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها