فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دست گل به آب دادن

تأییدنشده

ausfressen فعل

فعل

  • دست گل به آب دادندَستِ گُل به آب دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausfressen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌfʁɛsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgefressenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ausfressenمعلوم، مصدر، حال
  • auszufressenمعلوم، extended، مصدر
  • ausfressendمعلوم، participle، حال
  • ausgefressenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszufressendergerundive، participle
  • friss ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fresst ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fresse ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • fresse ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausfresseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausfresseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • frisst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fressest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausfrisstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausfressestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • frisst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fresse ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausfrisstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfresseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fressen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fressen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ausfressenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • ausfressenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fresst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fresset ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausfresstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausfressetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fressen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fressen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausfressenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfressenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fraß ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fräße ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfraßمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausfräßeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fraßest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fraßt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fräßest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfraßestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausfraßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausfräßestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fraß ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fräße ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausfraßمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfräßeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fraßen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fräßen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfraßenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausfräßenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fraßt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fräßet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfraßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausfräßetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fraßen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fräßen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausfraßenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfräßenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszufressendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszufressendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufressendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • auszufressendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • auszufressendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • auszufressendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszufressendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufressendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszufressendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszufressendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszufressendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszufressendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufressendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufressendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها