رفتن به محتوادست گل به آب دادن
تأییدنشده
ausfressen فعل
فعل
- دست گل به آب دادندَستِ گُل به آب دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ ausfressen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌfʁɛsn̩]
همهٔ صورتها
- ausgefressenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- ausfressenمعلوم، مصدر، حال
- auszufressenمعلوم، extended، مصدر
- ausfressendمعلوم، participle، حال
- ausgefressenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszufressendergerundive، participle
- friss ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fresst ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- fresse ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- fresse ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausfresseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausfresseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- frisst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- fressest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausfrisstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausfressestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- frisst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- fresse ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausfrisstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausfresseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fressen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- fressen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- ausfressenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- ausfressenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fresst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- fresset ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausfresstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausfressetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fressen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- fressen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausfressenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- ausfressenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fraß ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fräße ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausfraßمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausfräßeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fraßest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fraßt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fräßest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausfraßestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausfraßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausfräßestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fraß ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fräße ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausfraßمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausfräßeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- fraßen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- fräßen ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausfraßenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausfräßenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fraßt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fräßet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausfraßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausfräßetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fraßen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fräßen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausfraßenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausfräßenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszufressendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- auszufressendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszufressendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- auszufressendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- auszufressendegerundive، حالت نهادی، جمع
- auszufressendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszufressendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszufressendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszufressendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszufressendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszufressendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszufressendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszufressendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszufressendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها