فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بازجویی کردن

تأییدنشده

bâz-juyi kardan

ausfragen فعل

فعل

  • بازجویی کردنbâz-juyi kardanتأییدنشده

دستور زبانِ ausfragen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌfʁaːɡn̩], [ˈaʊ̯sˌfʁaːɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgefragtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszufragenمعلوم، extended، مصدر
  • ausfragendمعلوم، participle، حال
  • ausgefragtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszufragendergerundive، participle
  • auszufragendegerundive، participle
  • frag ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • frage ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fragt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • frage ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • frage ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausfrageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausfrageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fragst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fragest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausfragstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausfragestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fragt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • frage ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausfragtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfrageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fragen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fragen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fragt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fraget ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausfragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausfragetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fragen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fragen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fragte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fragte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfragteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausfragteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fragtest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fragtest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfragtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausfragtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fragte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fragte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausfragteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfragteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fragten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fragten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfragtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausfragtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fragtet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fragtet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfragtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausfragtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fragten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fragten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausfragtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfragtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszufragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszufragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufragendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszufragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszufragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszufragendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszufragendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufragendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufragendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها