رفتن به محتواقرارداد را تنظیم کردن
تأییدنشده
ausfertigen فعل
فعل
- قرارداد را تنظیم کردنقَرارداد را تَنظیم کَردَن(Vertrag)تأییدنشده
دستور زبانِ ausfertigen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌfɛʁtɪɡn̩], [ˈaʊ̯sˌfɛʁtɪɡŋ̩]
همهٔ صورتها
- ausgefertigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- ausfertigenمعلوم، مصدر، حال
- auszufertigenمعلوم، extended، مصدر
- ausfertigendمعلوم، participle، حال
- ausgefertigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszufertigendergerundive، participle
- auszufertigendegerundive، participle
- fertig ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fertige ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fertigt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- fertige ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- fertige ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausfertigeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausfertigeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fertigst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- fertigest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausfertigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausfertigestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fertigt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- fertige ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausfertigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausfertigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fertigen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- fertigen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- ausfertigenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- ausfertigenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fertigt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- fertiget ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausfertigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausfertigetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fertigen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- fertigen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausfertigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- ausfertigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fertigte ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fertigte ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausfertigteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausfertigteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fertigtest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fertigtest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausfertigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausfertigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fertigte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fertigte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausfertigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausfertigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- fertigten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- fertigten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausfertigtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausfertigtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fertigtet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fertigtet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausfertigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausfertigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fertigten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fertigten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausfertigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausfertigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszufertigendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszufertigendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszufertigendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszufertigendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszufertigendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszufertigendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszufertigendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszufertigendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszufertigendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها