فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قرارداد را تنظیم کردن

تأییدنشده

ausfertigen فعل

فعل

  • قرارداد را تنظیم کردنقَرارداد را تَنظیم کَردَن(Vertrag)تأییدنشده

دستور زبانِ ausfertigen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌfɛʁtɪɡn̩], [ˈaʊ̯sˌfɛʁtɪɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgefertigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ausfertigenمعلوم، مصدر، حال
  • auszufertigenمعلوم، extended، مصدر
  • ausfertigendمعلوم، participle، حال
  • ausgefertigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszufertigendergerundive، participle
  • auszufertigendegerundive، participle
  • fertig ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fertige ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fertige ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • fertige ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausfertigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausfertigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fertigst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausfertigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausfertigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fertigt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fertige ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausfertigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfertigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fertigen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fertigen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ausfertigenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • ausfertigenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fertigt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fertiget ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausfertigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausfertigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fertigen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fertigen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausfertigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfertigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fertigte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fertigte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfertigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausfertigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fertigtest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigtest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfertigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausfertigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fertigte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fertigte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausfertigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfertigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fertigten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fertigten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfertigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausfertigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fertigtet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fertigtet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausfertigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausfertigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fertigten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fertigten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausfertigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausfertigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszufertigendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszufertigendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufertigendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszufertigendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszufertigendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszufertigendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszufertigendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufertigendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszufertigendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها