رفتن به محتوانیامدن
تأییدنشده
ausbleiben فعل
فعل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- وارد نشدنوارِد نَشُدَنتأییدنشده
دستور زبانِ ausbleiben
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌblaɪ̯bn̩], [ˈaʊ̯sˌblaɪ̯bm̩]
همهٔ صورتها
- ausgebliebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszubleibenمعلوم، extended، مصدر
- ausbleibendمعلوم، participle، حال
- ausgebliebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszubleibendergerundive، participle
- bleib ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bleibe ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bleibt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bleibe ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- bleibe ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausbleibeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausbleibeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bleibst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- bleibest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausbleibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausbleibestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bleibt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- bleibe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausbleibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausbleibeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- bleiben ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- bleiben ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- bleibt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- bleibet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausbleibtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausbleibetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bleiben ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- bleiben ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- blieb ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bliebe ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausbliebمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausbliebeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bliebst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bliebest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausbliebstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausbliebestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- blieb ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bliebe ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausbliebمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausbliebeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- blieben ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- blieben ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausbliebenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausbliebenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bliebt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bliebet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausbliebtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausbliebetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- blieben ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- blieben ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausbliebenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausbliebenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszubleibendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- auszubleibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszubleibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- auszubleibendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- auszubleibendegerundive، حالت نهادی، جمع
- auszubleibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszubleibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszubleibendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszubleibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszubleibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszubleibendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszubleibendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszubleibendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszubleibendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها