رفتن به محتوابرجستگی داشتن
تأییدنشده
ausbeulen فعل
فعل
- برجستگی داشتنبَرجَستِگی داشتَنتأییدنشده
دستور زبانِ ausbeulen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌbɔɪ̯lən]
همهٔ صورتها
- ausgebeultparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszubeulenمعلوم، extended، مصدر
- ausbeulendمعلوم، participle، حال
- ausgebeultparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszubeulendergerundive، participle
- auszubeulendegerundive، participle
- beul ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beule ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beult ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- beule ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- beule ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausbeuleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausbeuleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- beulst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- beulest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausbeulstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausbeulestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- beult ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- beule ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausbeultمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausbeuleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- beulen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- beulen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- beult ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- beulet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausbeultمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausbeuletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- beulen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- beulen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beulte ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- beulte ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausbeulteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausbeulteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- beultest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beultest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausbeultestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausbeultestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- beulte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- beulte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausbeulteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausbeulteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- beulten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- beulten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausbeultenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausbeultenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- beultet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- beultet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausbeultetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausbeultetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- beulten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- beulten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausbeultenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausbeultenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszubeulendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszubeulendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszubeulendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszubeulendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszubeulendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszubeulendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszubeulendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszubeulendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszubeulendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها