فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برجستگی داشتن

تأییدنشده

ausbeulen فعل

فعل

  • برجستگی داشتنبَرجَستِگی داشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausbeulen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌbɔɪ̯lən]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgebeultparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszubeulenمعلوم، extended، مصدر
  • ausbeulendمعلوم، participle، حال
  • ausgebeultparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszubeulendergerundive، participle
  • auszubeulendegerundive، participle
  • beul ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beule ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beult ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beule ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • beule ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausbeuleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausbeuleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beulst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beulest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausbeulstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausbeulestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beult ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beule ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausbeultمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbeuleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beulen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • beulen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beult ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beulet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausbeultمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausbeuletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beulen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beulen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beulte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beulte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbeulteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausbeulteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beultest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beultest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbeultestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausbeultestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beulte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beulte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausbeulteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbeulteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beulten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beulten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbeultenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausbeultenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beultet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beultet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbeultetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausbeultetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beulten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beulten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausbeultenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbeultenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszubeulendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszubeulendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszubeulendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszubeulendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszubeulendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszubeulendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszubeulendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszubeulendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszubeulendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها