فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لاروبی کردن

تأییدنشده

ausbaggern فعل

فعل

  • لاروبی کردنلاروبی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausbaggern

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌbaɡɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgebaggertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszubaggernمعلوم، extended، مصدر
  • ausbaggerndمعلوم، participle، حال
  • ausgebaggertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszubaggerndergerundive، participle
  • auszubaggerndegerundive، participle
  • bagger ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • baggere ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • baggre ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • baggert ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bagger ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • baggere ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • baggre ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • baggere ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • baggre ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausbaggerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausbaggereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausbaggreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausbaggereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ausbaggreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • baggerst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • baggerst ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausbaggerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausbaggerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • baggert ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • baggere ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • baggre ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausbaggertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbaggereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbaggreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • baggern ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • baggern ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • baggert ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • baggert ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausbaggertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausbaggertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • baggern ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • baggern ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • baggerte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • baggerte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbaggerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausbaggerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • baggertest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • baggertest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbaggertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausbaggertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • baggerte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • baggerte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausbaggerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbaggerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • baggerten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • baggerten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbaggertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausbaggertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • baggertet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • baggertet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausbaggertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausbaggertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • baggerten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • baggerten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausbaggertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausbaggertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszubaggerndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszubaggerndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszubaggerndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszubaggerndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszubaggerndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszubaggerndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszubaggerndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszubaggerndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszubaggerndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها