فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نفس برآوردن

تأییدنشده

ausatmen فعل

فعل

  • نفس برآوردننَفَس بَرآوَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نفس بیرون دادننَفَس بیرون دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ ausatmen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌʔaːtmən]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgeatmetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszuatmenمعلوم، extended، مصدر
  • ausatmendمعلوم، participle، حال
  • ausgeatmetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszuatmendergerundive، participle
  • auszuatmendegerundive، participle
  • atme ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • atmet ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • atme ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • atme ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausatmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausatmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • atmest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • atmest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausatmestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausatmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • atmet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • atme ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausatmetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausatmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • atmen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • atmen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • atmet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • atmet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausatmetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausatmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • atmen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • atmen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • atmete ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • atmete ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausatmeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausatmeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • atmetest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • atmetest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausatmetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausatmetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • atmete ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • atmete ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausatmeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausatmeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • atmeten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • atmeten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausatmetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausatmetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • atmetet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • atmetet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausatmetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausatmetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • atmeten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • atmeten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausatmetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausatmetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszuatmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuatmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuatmendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuatmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszuatmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszuatmendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuatmendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuatmendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuatmendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها