رفتن به محتوانفس برآوردن
تأییدنشده
ausatmen فعل
فعل
- نفس برآوردننَفَس بَرآوَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نفس بیرون دادننَفَس بیرون دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ ausatmen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌʔaːtmən]
همهٔ صورتها
- ausgeatmetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszuatmenمعلوم، extended، مصدر
- ausatmendمعلوم، participle، حال
- ausgeatmetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszuatmendergerundive، participle
- auszuatmendegerundive، participle
- atme ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- atmet ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- atme ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- atme ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausatmeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausatmeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- atmest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- atmest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausatmestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausatmestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- atmet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- atme ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausatmetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausatmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- atmen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- atmen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- atmet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- atmet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausatmetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausatmetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- atmen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- atmen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- atmete ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- atmete ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausatmeteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausatmeteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- atmetest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- atmetest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausatmetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausatmetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- atmete ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- atmete ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausatmeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausatmeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- atmeten ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- atmeten ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausatmetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausatmetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- atmetet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- atmetet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausatmetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausatmetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- atmeten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- atmeten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausatmetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausatmetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszuatmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuatmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuatmendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuatmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszuatmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszuatmendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszuatmendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuatmendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszuatmendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها