فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تربیت کردن

تأییدنشده

aufziehen فعل

فعل

  • تربیت کردنتَربیَت کَردَن(Kinder)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رویانیدنruyânidanرویانیدَن[ɹuː.jɒː.niː.d̪æn](Pflanzen)تأییدنشده
  • پروراندنپَروَراندَن(Pflanzen)تأییدنشده
  • پرورش کردنپَروَرِش کَردَن(Kinder)تأییدنشده
  • پروریدنپَروَریدَن(Kinder)تأییدنشده
  • کوک کردنkuk kardanکوک کَردَن(Uhr, u.ä.)تأییدنشده

دستور زبانِ aufziehen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌt͡siːən]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgezogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufziehenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzuziehenمعلوم، extended، مصدر
  • aufziehendمعلوم، participle، حال
  • aufgezogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuziehendergerundive، participle
  • zieh aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehe aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zieht aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ziehe aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • ziehe aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufzieheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufzieheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ziehst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufziehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufziehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zieht aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ziehe aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufziehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzieheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ziehen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • ziehen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufziehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufziehenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zieht aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ziehet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufziehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufziehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ziehen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • ziehen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufziehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufziehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zog aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zöge aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufzogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufzögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zögest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zögst aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufzogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufzögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufzögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zog aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zöge aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufzogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zogen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zögen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufzogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufzögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zöget aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zögt aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufzogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufzögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufzögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zögen aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufzogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • aufzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuziehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • aufzuziehendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • aufzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuziehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuziehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuziehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuziehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuziehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich wurde in einem Waisenhaus in Boston aufgezogen.

من در یک یتیم‌خانه در بوستون پرورش یافتم.

jem. aufziehen, auf den Arm nehmen

کسی را دست انداختن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #1515753), cojiluc (fa #9379844), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها