فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیچیدن

تأییدنشده

pičidan[pʰiː.t͡ʃʰíː.d̪æn]

aufwickeln فعل

فعل

  • پیچیدنpičidanپیچیدَن[pʰiː.t͡ʃʰíː.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ aufwickeln

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌvɪkl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgewickeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufwickelnمعلوم، مصدر، حال
  • aufzuwickelnمعلوم، extended، مصدر
  • aufwickelndمعلوم، participle، حال
  • aufgewickeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuwickelndergerundive، participle
  • aufzuwickelndegerundive، participle
  • wickle aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wickel aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wickele aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wickelt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wickle aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • wickel aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • wickele aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • wickele aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wickle aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufwickleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufwickelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufwickeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufwickeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aufwickleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wickelst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wickelst aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wicklest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufwickelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufwickelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aufwicklestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wickelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wickele aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wickle aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufwickeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwickeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwickleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wickeln aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • wickeln aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufwickelnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufwickelnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wickelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wickelt aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wicklet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufwickeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufwickeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aufwickletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wickeln aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • wickeln aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufwickelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwickelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wickelte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wickelte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwickelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufwickelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wickeltest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wickeltest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwickeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufwickeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wickelte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wickelte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufwickelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwickelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wickelten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wickelten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwickeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufwickeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wickeltet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wickeltet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwickeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufwickeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wickelten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wickelten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufwickeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwickeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwickelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive، subordinate clause
  • aufwickeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive، subordinate clause
  • aufzuwickelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuwickelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuwickelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuwickelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuwickelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuwickelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuwickelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuwickelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuwickelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • wickelest aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، subjunctive
  • wickelet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها